به نام خدا
در ادامه مطالب مکانیزم حجم در سنسورهای Thick-Film اکسیژن باید به این نکته اشاره کنم که مطابق معادله ارائه شده در سنسورهای لامبدا (برای مشاهده ی بخش اول اینجا را کلیک کنید) حساسیت هدایت الکتریکی به تغییرات فشار جزیی اکسیژن وابسته است. این معادله مشخص می سازد که مقدار کمتر EA (اکتیویشن انرژی) باعث کمتر شدن حساسیت پاسخ به گاز اکسیژن نسبت به تغییرات دما خواهد شد.
اولین ماده ای که بطور جدی در سنسورهای اکسیژن ساخته شده بر اساس موازنه ی حجم Bulk-Equilibration مورد استفاده قرار گرفت دی اکسید تیتانیوم بود که بصورت نیمه هادی نوع n مورد استفاده قرار گرفت. سنسورهای اکسیژنی که با کمک این ماده تهیه می شدند از تیتانات باریوم Barium Titanateبعنوان اکسید فلز در لایه فعال خود استفاده می کردند. مهمترین مزیت این نوع سنسورها نسبت به انواع زیرکونیومی دارا بودن سادگی، سرعت پاسخ انتقال بالاتر، و پایداری بیشتر است.
BaTiO3 یا تیتانات باریوم پودری سفید متمایل به خاکستری ساختاری Perovskite دارد. این ساختار اصطلاحاً به ساختاراکسیدی اطلاق می شود که بر پایه ی فرمول ABO3 باشد. ساختار پرواسکایت ساختاری چند سویه است و در تکنولوژی کاربردهای فراوانی منجمله کاربرد بعنوان مواد فروالکتریک، کریستالها، سنسورها، و ابررساناها دارد. تیتانات باریوم در بسیاری از اسیدها مثل سولفوریک، هیدروکلریک، و هیدروفلوریک حل میشود. از این رو سنسورهایی که بر پایه ی این ماده ساخته میشوند در محیطهایی اسیدی طول عمر ناچیزی دارند. همچنین این ماده واکنش بسیار اندکی با قلیاها و آب دارد. در حالت خالص ، تیتانات باریوم یک عایق الکتریکی است. از این رو با افزودن مقدار اندکی ماده ی دوپینگ مانند اسکاندیوم Scandium ، ایتریوم Yttrium ، نئودیمیوم Neodymium ، ساماریوم Samarium و نظیر آن آنرا بصورت نیمه هادی در می آورند تا تغییرات هدایت الکتریکی در نتیجه ی وجود گاز هدف را موجب شود.
شکل یک: ساختار کریستالی تیتانات باریوم
در مقاله ای در شماره ی دوم سنسورها در سال 2002 (صفحه ی 366 تا 373) به شماره سریال ISSN 1424-8220 ( جهت دریافت مقاله اینجا را کلیک کنید) سنسور گاز CO2 یی با کمک این ماده و بهمراه اکسید مس CuO با افزودن فلزات دوپینگی نظیر سریوم Ce ، طلا، نقره، پالادیوم و... مورد مطالعه قرار داده شده است و نتیجه گیری شده است که افزودن نقره بیشترین حساسیت را به گاز هدف دی اکسید کربن در سنسور ایجاد میکند.
اما مشکل اصلی در بکارگیری چنین ماده ای این است که دی اکسید تیتانیوم دارای اکتیویشن انرژی حدود 1.5 الکترون ولت در ناحیه هدایت است. این هدایت الکتریکی با تغییری اندک (در حدود 40 درجه سانتیگراد) در دماهایی به میزان 600 درجه سانتیگراد و بالاتر بطور صددرصد وارد ناحیه مقاومت الکتریکی میشود. این مسئله باعث تردید در اندازه گیری مقدار لامبدا بعنوان میزان گاز جذب شده میشود.
برای رفع چنین مشکلی که نتنها گریبان اکسیدهای فلزی نظیر TiO2 را می گیرد بلکه در سایر اکسیدهای فلزی نیز باعث کاهش پایداری و حساسیت می شود دو راه حل عمده پیشنهاد شده است.
اولین راه حل افزودن یک هیتر به مجموعه ی سنسور است بطوریکه دمای سطح سنسور را ، همانطوریکه قبلاً نیز گفته شد ، ثابت نگهدارد. راه حل دوم جبران سازی تغییرات دما با کمک یک شبکه مقسم ولتاژ است.
همچنین جایگزینی دی اکسید تیتانیوم با موادی که به اکسیژن حساس بوده و از طرف دیگر دارای اکتیویشن انرژی نزدیک صفر باشند نیز امکان پذیر است.
در پست بعدی بخش دیگری از سلسله مطالب مکانیزم حجم در سنسورهای اکسیژن را ارائه خواهم نمود.




